
به روزی فکر میکنم تو 20 سال آینده ؛ روزی که دختر پونزده سالم کنارم میشینه و با خجالت و یکم ترس راجب اولین عشقش حرف میزنه! مطمئنا اون روز به یادت میوفتم ، تمام ذوق و شوق و استرس روزای پونزده سالگیم رو به یاد میارم ... اون روزی که از استرس حرف زدن باهات ، دستم یخ کرده بود و نمیدونستم باید چی بگم و هول شده بودم! اون روزی که برای اولین بار دیدمت و اینقد هول کرده بودم که پنج بار بهت سلام کردم! اون روزی که برای اولین بار بغلم کردی... حتما وقتی یادم بیاد که روت لقب خرسک رو گذاشته بودم یه لبخند بزرگ میاد روی لبم و در درونم دخترک پونزده ساله ای بیدار میشه که عاشق گذ...
ادامه مطلب